A SONG FOR YOU
لطفا تا اخر سایت همینجوری برو پایین...
CRY — CIGARETTES AFTER SEX

اول آهنگ رو پلی کن، بعد برو پایین.
بذار آهنگ همزمان با خوندن این صفحه برات پخش بشه.

0:000:00
PRESS PLAY ♫
CHAPTER 01

برای تو

a little story that belongs to you.

A LITTLE SOMETHING BY ARAS
— Bahar
DON'T STOP HERE ↓
there's more waiting for you below
PAGE 01 — THE BEGINNING

بعضی آدم‌ها
اتفاقی وارد داستانت نمی‌شن.

بعضی آدما یه جوری وارد زندگی آدم می‌شن که حتی وقتی دیگه کنار آدم نیستن، یه تیکه از خاطراتشون هنوز همون‌جا می‌مونه.
بهار، تو برای من یکی از همون آدم‌هایی.
شاید خیلی چیزها بینمون عوض شده باشه، شاید مسیرمون اون چیزی نشده باشه که یه زمانی فکر می‌کردیم، ولی بعضی خاطره‌ها با عوض شدنِ شرایط، ارزششون رو از دست نمی‌دن.
این صفحه رو نساختم که چیزی رو به گذشته برگردونم یا چیزی ازت بخوام. فقط دلم خواست یه گوشه کوچیک داشته باشه برای چیزهایی که زمانی برای من واقعاً قشنگ بودن.
و خب... خیلی از اون چیزها با تو بودن.

"some stories are worth keeping."
A LITTLE NOTE
شاید بعضی آدم‌ها قرار نباشه تا آخر داستان کنارمون بمونن؛ ولی این به این معنی نیست که حضورشون توی داستانمون بی‌ارزش بوده.

تو یکی از قشنگ‌ترین فصل‌های زندگی من بودی، بهار.

و من هنوز بابت بعضی از لحظه‌هایی که با تو داشتم، لبخند می‌زنم.
PAGE 02 — LITTLE THINGS

چیزهایی که
شاید خودت یادت نباشه.

01
چیِر پارک
وقت گذروندنمون توی چیِر پارک یکی از اون لحظه‌های ساده‌ای بود که شاید همون موقع نمی‌فهمیدم قراره یه روز دلم براش تنگ بشه.

ولی حالا که بهش فکر می‌کنم، می‌بینم یکی از بهترین لحظاتی بود که با تو داشتم.

نه به خاطر اینکه اتفاق خاصی افتاد؛ فقط چون اون لحظه رو با تو گذروندم.
02
کتاب‌هات
همیشه یه چیز خاصی توی ذوقی که موقع تعریف کردن از کتاب‌هایی که می‌خوندی داشتی، برام وجود داشت.

دوست داشتم بشینم و بهت گوش بدم؛ حتی وقتی درباره چیزی حرف می‌زدی که شاید هیچ سررشته‌ای ازش نداشتم.

فکر کنم چیزی که دوست داشتم، فقط خود کتاب‌ها نبود...
دوست داشتم تو رو وقتی درباره چیزهایی که دوستشون داری حرف می‌زنی ببینم.
03
کال‌هامون
کال‌هامون هم از همون چیزهاییه که شاید ساده به نظر برسن، ولی برای من نبودن.

ساعت‌هایی که حرف می‌زدیم، می‌خندیدیم، از هر دری حرف می‌زدیم یا حتی گاهی فقط اون طرف خط بودی و همین کافی بود.

بعضی از بهترین لحظه‌ها لزوماً اتفاق‌های بزرگی نیستن؛ گاهی فقط صدای یه آدم خاص توی یه شب معمولیه.
SOUNDTRACK
your favorite song
ARAS\' CHOICE
the song you love,
in a little place made for you.
آهنگ از بالای صفحه در حال پخش است ♫

one last thing...

یه چیز کوچیک دیگه هست که نمی‌خواستم همین‌طوری وسط صفحه بذارمش.
اگه هنوز کنجکاوی، بازش کن.

بهار،

شاید این مدت با خودت فکر کرده باشی که من دیگه فراموشت کردم. که دیگه برام مهم نیستی و همه‌چیز برام تموم شده.

ولی حقیقت اینه که این‌طور نبود.

تو تمام این مدت، من داشتم روی این سایت کار می‌کردم. روی تک‌تک چیزهایی که اینجا می‌بینی فکر کردم، و شاید بیشتر از چیزی که فکر کنی، توی ذهنم بودی.

نمی‌دونم تو هنوز چیزی از اون روزها یادت مونده یا نه، ولی من هنوز خیلی چیزهاش رو یادمه.

خنده‌هامون، حرف‌هامون، چت‌هامون، شب‌هایی که توی پابجی می‌گذروندیم... حتی چیزهایی که شاید اون موقع فکر می‌کردیم خیلی معمولی‌ان، الان وقتی یادشون می‌افتم، یه حس عجیبی می‌گیرم.

شاید برای تو همه‌ی اینا خیلی وقته تموم شده باشه. شاید حتی منو هم فراموش کرده باشی. و راستش... نمی‌تونم بابتش ازت ناراحت باشم.

گاهی هنوز با خودم فکر می‌کنم کاش بعضی چیزها رو جور دیگه‌ای رفتار می‌کردم. کاش نمی‌ذاشتم این‌قدر از هم دور بشیم. کاش آخرش این‌طوری نمی‌شد.

گاهی از خودم ناراحت می‌شم که چرا نتونستم چیزی که بینمون بود رو بهتر نگه دارم.

فقط امیدوارم وقتی به گذشته نگاه می‌کنی، همه‌ی تقصیرها رو گردن من نندازی.

چون با وجود تمام اشتباه‌هایی که داشتم، یه چیز رو هیچ‌وقت نمی‌تونم انکار کنم:

من واقعاً دوستت داشتم.

امروز 1 September ـه.

همون روزی که با دختری آشنا شدم که از همون اول بهش گفتم:

«تو با بقیه فرق می‌کنی.»

اون موقع شاید نمی‌دونستم این آشنایی قراره چقدر توی زندگی من اثر بذاره.

ولی الان که بهش نگاه می‌کنم، می‌دونم یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های زندگی من بود.

نه به خاطر اینکه همه‌چیز بینمون همیشه خوب بود، نه به خاطر اینکه آخرش قشنگ تموم شد.

فقط به خاطر اینکه واقعی بود.

چون با تو خندیدم، با تو حرف زدم، با تو شب‌هایی داشتم که هنوز یادشون می‌افتم، و برای اولین بار فهمیدم دوست داشتن یه نفر واقعاً چه حسی داره.

من هنوز نمی‌تونم از خاطره‌هامون دست بکشم.

نه از شب‌های پابجی، نه از چت‌هامون، نه از حرف‌هامون، نه از خنده‌هامون، و حتی نه از آخرین روزهامون.

شاید قرار نبوده همه‌چیز تا همیشه ادامه داشته باشه.

شاید قرار بوده فقط یه قسمت از زندگی همدیگه باشیم.

ولی هر چی که بوده، من از اینکه اون قسمت رو با تو داشتم، پشیمون نیستم.

1 September.

روزی که با خاص‌ترین دختری که می‌شناختم آشنا شدم.

و هنوزم، بعد از تمام این مدت، اگه ازم بپرسی از اون روز پشیمونی؟

نه. هیچ‌وقت.

END OF CHAPTER 01

to be continued...

شاید این آخر داستان نباشه.
شاید فقط صفحه‌ی اولشه.

بعضی خاطره‌ها برای زیبا بودن، لازم نیست آینده‌ای داشته باشن.

Thank you for being a beautiful part of my story, Bahar.
THIS LITTLE PLACE WAS MADE BY ARAS ESPECIALLY FOR YOU.